درس دهم : عهد و پیمان، عشق به مردم، رفتار بهشتی و گرمای محبت

اهداف :

1 - آشنایی بیشتربا چهره های مشهور سیاسی و مذهبی ایران، مانند: شهید محمّد علی رجایی

و شهید مصطفی چمران

2 - آشنایی و شناخت بی شتر

خصوصیات اخلاقی شهیدان بزرگوار چون: دکتر بهشتی و دکتر

چمران و ...

3 - آشنایی با نمون ههایی از نثر معاصر

4 - تقویت علاقه و تشویق به منظور مطالعهی زندگی شخصی تهای بزرگ مذهبی و علمی

5 - شناخت شخص و شمار در فعل های فارسی

6 - آشنایی با خاطره نویسی و خاطره در زبان و ادب فارسی

لغت های مهم درس دهم وروانخوانی «ستارگان»:

احیا:زنده کردن          ادیب : سخندان             استعداد: توانایی          پیشه ور: کاسب    تألیف:گردآوری          تحمّل: صبر                    توصیه: سفارش              خصلت: ویژگی اخلاق

خوف: ترس بیم           زیارت:دیدار                  صحن: حیاط میدان       صلاح:درستی

طالبان:خواهندگان    طبیب:پزشک                 غیبت:بدگویی ،غایب بودن

فقیه:دانشمند دینی      لایق:شایسته                مباحثه:گفتگو                    متواضع : فروتن

مطّهر: پاک                     مکث:درنگ                مناظره:بحث و جدل        منجّم: ستاره شناس

مهد:جایگاه ،گهواره     موظف:کسی که وظیفه ای دارد          نجوم: ستاره شناسی             

 

 

شهید رجایی : محمّدعلی رجایی در سال 1312 در قزوین در خانواده ای مذهبی متولد شد.

چهار سال بیشتر نداشت که پدر خود را از دست داد و مادر و برادر سیزده ساله اش مسئولیت

اداره زندگی را به عهده گرفتند. با تمام مشکلات، دورهی ابتدایی را به پایان رساند و در بازار قزوین

در مغازهی دایی خود به دانش آموزی مشغول شد. به تهران آمد.

در طول همین مدت به مبارزهی سیاسی هم می پرداخت و از روحانیون مبارزی مثل آیت اللّه طالقانی درس ها آموخت. دراین مبارزه طعم تلخ زندان را چشید و سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد. با همهی گرفتاری ها موفق به گرفتن درجهی لیسانس در رشتهی ریاضی و فوق لیسانس در رشتهی آمار شد و در دبیرستان ها به تدریس ریاضی پرداخت.

محمّدعلی رجایی پیش از رسیدن به نخست وزیری در مقام وزارت آموزش و پرورش و سپس

در جایگاه نمایندگی ملت ایران در مجلس شورای اسلامی خدمت کرد.

رجایی معلم ساده و بی آلایش با یاری خداوند و پشتیبانی مردم و سرشت پاک و خداجوی

خویش در را هایمان و عقیده مبارزه کرد و سرانجام در هشتم شهریور 1360 در کنار دوست و همسنگردیرینه اش، دکتر محمّد جواد باهنر به شهادت رسید.

 

دکتر مصطفی چمران : در سال 1311 در تهران به دنیا آمد. مصطفی تحصیلات خود را

در مدرسهی انتصاریه، نزدیک پامنار آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند. در

دانشکدهی فنی ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشتهی الکترومکانیک فارغ التحصیل شد و یک

سال به تدریس در دانشکدهی فنی پرداخت. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی دانشجویان

ممتاز به آمریکا عازم شد و پس از تحقیقات علمی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا موفق به اخذ دکترای

الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

پس از قیام پانزده خرداد سال 1342 رهسپار مصر شد و مدت دو سال در زمان عبدالناصر، در

مصر دوره های چریکی  پارتیزانی را آموخت و سپس مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهدهیاو واگذار شد. بعد از فوت جمال عبدالناصر به ایجاد پایگاهی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی درلبنان پرداخت. او به کمک امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان، سازمان «اَمَل » را پی ریزی نمود. دکترچمران با پیروزی انقلاب اسلام ی ایران بعد از 23 سال به ایران بازگشت.

تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعد آباد از جمله نخستین فعالیت های چمران بود.

او سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب به فعالیت ادامه داد و از طرف امام خمینی )ره(

ی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد. او با کمک گروهی از رزمندگان، ستاد جنگ های نامنظم را دراهواز تشکیل داد.

در جریان این حمله از دو قسمت پای چپ زخمی شد، ولی پس از آزادسازی شهر سوسنگرد

در 31 خرداد 1360 در دهلاویه به شهادت رسید. از دکتر مصطفی چمران دست نوشته هایی بر جای

مانده است.

کیومرث صابری : طنزپرداز معاصر در هفتم شهریور 1320 زمان حضور ارتش متفقین جنگ

جهانی دوم در ایران، در فومن  در یکی از شهرهای استان گیلان  به دنیا آمد.

صابری تحصیلات دبستانی خود را در شهر فومن گذراند. بعد از اتمام دورهی دبیرستان در

شانزده سالگی در امتحان ورودی دانشسرای کشاورزی ساری که از شهرستان فومن فقط یک نفر را

می پذیرفت ، قبول شد و دو سال در آنجا که شبانه روزی هم بود، تحصیل کرد. او پس از

قبولی در امتحانات در سن 18 سالگی 1338)) به عنوان معلم یک دبستان روستایی از توابع

صومعه سرا مشغول به کار شد.

صابری در 20 سالگی 1340  ))در رشتهی ادبی به طور متفرقه امتحان داد و دیپلم گرفت. همان

سال در کنکور رشتهی سیاسی حقوق تهران پذیرفته شد و همزمان با تدریس در دبستان و دبیرستان به تحصیل پرداخت. با این حال پس از 4 سال توانست لیسانس حقوق سیاسی خود را از دانشکدهی

مذکور دریافت کند.

صابری اولین شعرش را در 14 سالگی برای درج در روزنامهٔ دیواری مدرسه شان سرود که یک

غزل 8 بیتی با عنوان یتیم بود.

در سال 1340 در تظاهرات دانشجویی شرکت کرد و مضروب و دستگیر شد. او شعری سیاسی

به طنز سرود و با امضای گردن شکسته ی فومنی برای مجلهیطنزتوفیق ارسال کرد.

پس از چاپ این شعر در چند شماره بعد مجلهی توفیق،پای صابری به طنزنویسی کشیده شد.

صابری در سال 1357 موفق به اخذ فوق لیسانس ادبیات تطبیقی از دانشگاه تهران شد. او پس از

انقلاب در زمان نخست وزیری شهید رجایی به مقام مشاورت فرهنگی و مطبوعاتی نخست وزیر منصوب شد و تا زمان شهادت رجایی در این سمت باقی ماند و هنگام ریاست جمهوری آیت اللّه خامنه ای در همان سمت ابقا شد.

صابری به تدریج از مشاغل سیاسی کناره گرفت و بعد فرهنگی کار خود را وسعت بخشید.

او مسئولیت مجلهی رشد ادب فارسی را نیز برعهده داشت و گهگاه مطالبی برای روزنامهی اطلاعات

می نوشت. او مد تها طرح ایجاد یک ستون طنز سیاسی را در خاطر داشت.

وی مدتی روی طرح ستون طنز خود کار کرد و از میان چند عنوان نام «دو کلمه حرف حساب » را

برگزید و اسم مستعار گل آقا را برای خود انتخاب کرد. با گذشت مدت کوتاهی از آغاز انتشار دو کلمه حرف حساب، به عنوان مهمترین منتقد حکومت در داخل کشور مطرح شد. او در آبان سال 1369 باگرفتن امتیاز هفته نامهی گل آقا، اوّلین شمارهی هفته نامهی گل آقا را منتشر کرد. استقبال مردم از این مجله غیرقابل تصور بود.

گل آقا در اوّلین نمایشگاه مطبوعات در اردیبهشت 1371 حائز مقام اول شد و به دریافت جایزهی

اوّل نمایشگاه مطبوعات )لوح بلورین و تقدیرنامه( مفتخر گردید.

صابری در آبان 1381 همزمان با آغاز سیزدهمین سال انتشار مجلهی گل آقا، انتشار آن را متوقف

ساخت.

گل آقای ملت ایران سرانجام در صبح جمعه 11 اردیبهشت 1383 پس از طی یک دوره بیماری   

زندگی را بدرود گفت.       

دانش های ادبی و زبانی:

در این درس درباره ی یکی از ویژگی های « فعل» که «زمان» است صحبت شده است.

علاوه برآن ویژگی دیگر فعل ، « شخص» است.

وقتی می گوییم «رفتم»یعنی اول شخص(من) رفتن را درگذشته انجام داده است.

وقتی می گوییم «رفتی»یعنی دوم شخص(تو) رفتن را درگذشته انجام داده است.

وقتی می گوییم «رفت»یعنی سوم شخص(او) رفتن را درگذشته انجام داده است.

رفتیم را « ما» ،رفتید را «شما» ورفتند را «آنها» در گذشته انجام داده اند.

در رفتم و رفتی و رفت شخص ف مفرد و در رفتیم و رفتید و رفتند شخص جمع است.

 

خاطره نویسی: مانند نامه نگاری و سفرنامه نویسی یکی از انواع نوشتن است .هرگاه حادثه و رویدادی را بازگو کرده و بنویسیم ،به آن خاطره و خاطره نویسی گوییم.

خاطره نویسی باید مستند باشد. یعنی بایدبرای نوشتن و یا بازگو کردن آن به نکاتی که خاطره را مستند می کند اشاره کنیم.

بسیاری از داستان و فیلم وآثارهنری ، خاطره بوده است.

*************************************************************************

درس دوازدهم : اسوه ی نیکو

اهداف :

1 -آشنایی با شخصیت والای پیامبر )ص(

2 -آشنایی با نثر ساده به زبان معاصر

3 -تقویت توانایی دریافت و درک مفاهیم درس

4 -تقویت توانایی برای فعالی تهای لازم جهت درک مفاهیم درس

5 -شناخت بیشترفعل مضارع و توصیف در زبان و ادب فارسی

لغات مهم درسبه همراه لغت های «چشمه زاینده» :

ا ُسوه: نمونه ، الگو       عُطوفت : لطف ، مهربانی          اختیار کردن:برگزیدن        حریم: گرداگرد چیزی

اِعتدال : تناسب         رأفت : مهربانی                       محزون : اندوهگین        تجمّل : خود آرایی ، زیور بستن

ظِلال : سایه ها              جمال : زیبایی         گشاده رو : خندان ، خوش رو     به حدّ لزوم : به اندازه ی کافی

داد خواهی : عدالت خواهی          عیادت:ملاقات و دیدار    رأفت : مهربانی       دشنام :ناسزا

سیم: نقره، پول            مُلک :بزرگی ،پادشاهی ،عظمت        لقمه چینی : گدایی            صدر: بالا

تفاریق: کم کم        خواجه :سرور ،ارباب      

 

 

 

نکات مهم درس

1 - اصل رهبری و اعتقاد به آن، انسانهارا به سوی رستگاری سوق می دهد و سیرت و اخلاق

پیامبر، روشنگر راه زندگی انسان هاست. لطف خداوند برای تأمین سعادت انسا نها باعث م یشود که خداپیامبرانی برگزیند و مسئولیت هدایت خلق را به آنها واگذارد. حضرت محمد )ص( خاتم این برگزیدگان است که با اخلاق نیک خود در تاریک ترین دورهیعرب جاهلی به ارشاد، مأمور می شود.

2 -دربارهی متن اصلی درس 12 می توان به آیات و احادیثی اشاره کرد؛ مانند نمونه های

زیر:

سورهی آل عمران آیه 159 : فَِبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضُّوا من حولک.

رحمت خدا تو را با مردم، مهربان و خوش خوی گردانید و اگر تندخو و سخت دل بودی، مردم از

پیرامون تو متفرق می شدند.

همچنین است حدیث: النظافة من الایمان.

3 - سرود های که در ادامهیدرس آمده از بخش مواعظ غزلیات سعدی است که در آن به ستایش

مقام و منزلت حضرت پیامبر اکرم )ص( پرداخته است .

 

 

محمد بن عبداللّه(زادهٔ ۵۷۰ در مکه — درگذشتهٔ ۶۳۲ میلادی در مدینه) بنیان‌گذار و پیامبر اسلام و به مسلمانان، اعتقاد آخرین پیامبر در سلسلهٔ پیامبران الهی و تحویل‌دهندهٔ کتاب آسمانی قرآن و بازگردانندهٔ آیین اصلی و تحریف‌نشدهٔ یکتاپرستی است. او همچنین به عنوان یک سیاست‌مدار، رئیس دولت، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌گر، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب دیگر مأمور تعلیم فرمان‌های الهی به شمار می‌رود.پیش از تولد محمد، عبدالله، پدرش، درگذشت.عبدالله بازرگانی بود که گاه با پدرش عبدالمطلب در امور تجاری همکاری می‌کرد.پس از تولد، عبدالمطلب، پدر بزرگ محمد و بزرگ خاندان قریش، او را طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد. او ۲ سال یا به روایتی ۵ سال در قبیله سعد بن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود .مادر او در سن 6 سالگی حضرت محمد(ص) در محلی به نام «ابواء» درگذشت.در ۸ سالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عموی محمد (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی محمد را برعهده گرفت.
بنابر برخی روایات اسلامی، محمد پیش از بعثت، هر سال چند هفته را در غار حرا به عبادت و تفکر می‌پرداخته است
و در یکی از این شب‌ها، جبرئیل بر محمد ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیات را برایش خواند:
إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذی خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذی عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم یَعلَم.

محمد چند ماه پس از حجةالوداع مریض شد و چند روزی از سردرد و ضعف رنج برد.
روز دوشنبه‌ای که محمد سخت بیمار بود (که در همان روز هم درگذشت) و نمی‌توانست از خانه بیرون رود، ابوبکر با مسلمانان نماز خواند. محمد سرانجام در روز دوشنبه ۲۸ صفر برابر با ۸ ژوئن ۶۳۲، در ۶۳ سالگی درگذشت.

                                                                                                                          

دانش های زبانی و ادبی

هر فعل دو بن دارد: بن ماضی و بن مضارع

بن مضارع فعلهای ساده= فعل امر مفرد بدون «ب »: رو، بین، نشین

بن مضارع فعلهای پیشوندی= فعل امر مفرد: برگرد، بازگرد، برآ

بن مضارع فعلهای مرکب= فعل امر مفرد بدون «ب»: یاد ده، گوش کن

برای شناخت ساختمان هر فعل، بن مضارع آن فعل را در نظر م یگیریم.

بن ماضی نیز چنین به دست می آید:

مصدر بدون « ن » پایانی = دید «ن» ، باورکرد «ن »

***

من می نویسم . تو می نویسی . او می نویسد.(1)

ما می نویسیم . شما می نویسید. آنها می نویسند.(2)

هر فعل شش ساخت دارد.

در ردیف یک همه مفرد  و ردیف دوم همه جمع هستند.

همان طور که می بینید علاوه بر فعل و شناسه ، جزء « می » به ابتدای فعل افزوده شده است.

که به این نوع ساختن « ماضی استمراری» می گویند.

 توصیف: باعث می شودتا احساس و دقّت نویسنده را بهتر و بیشتر دریابیم ومتن در ماتأثیر بیشتری داشته باشد.

در توصیفبه جزئیات بیشتر توجه می شودتا نوشته دقیق تر و اثر گذارتر گردد.

  ************************

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت

لیله‌ی اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

 

ماه به زیبایی پیامبر نیست                                     سرو هم مثل او خوش قامت  و زیبا نمی باشد

همه ی پیامبران گذشته در سایه و پناه حضرت محمد(ص)جمع شدندو همه ی ادیان با اسلام به کمال رسیده اند

ای سعدی اگر جویای عشق و محبت و شادابی و جوانی هستی  کافیست که عاشق حضرت محمد (ص) و خاندان او باشی

سعدی شیرازی

    آموزش های مقدماتی  را در زادگاه خود شیراز فرا گرفت . برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت . از بغداد

به انگیزه ی دانش اندوزی ، رفتن به سرزمین های عربی را در پیش گرفت . پس از ۳۵ سال به شیراز

برگشت. بوستان (به شعر)، گلستان (نثر آمیخته به شعر ) و دیوان اشعار از او بر جای مانده است .

مجموعه ی این آثار « کلیات سعدی »نامیده می شود.

او در قرن هفتم می زیست.

مواعظ:درلغات به معنی پندها و اندرزها است.

جمع مکسر موعظه است . مواعظ در شعرمثنوی به شیوه غیرمستقیم در قالب داستان و حکایت و گاه به صورت مستقیم در قصیده و غزل و قطعه بیان می شود.

حکایت : چشمۀ زاینده

سعدی در این حکایت به ارزش والای فضیلت و کسب فضایل ارجمند انسانی می پردازد ومی گوید: آنچه به ارج یک ملت و سرزمین می افزاید، هنرآموزی و معرفت اندوزی است.

توجه به این نکته ضروری است که واژهی «هنر » در این حکایت و عموماً در متن کهن به معنای

فضایل معنوی و اخلاقی است که با معنای امروزی این کلمه متفاوت است.         

حکیمی پسران را پند همی داد که:« جانان پدر!هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و جاه از دروازه به در نرود و سیم و زر در سفر، محل خطر است یا دزد به یک باره ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد؛ اما هنر، چشمه ای است زاینده و دولتی است پاینده. اگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود، دولتی است. هنرمند هر جا رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سخنی بیند.»

 

وقتی افتاد فتنه ای در شام
هرکس از گوشه ای فرا رفتند

روستا زادگانِ دانشمند
به وزیری به پادشا رفتند

پسرانِ وزیرِ ناقص عقل
به گدایی به روستا رفتند

معنی:

خردمندی پسرانش را نصیحت می کرد که عزیزان من علم و دانش بیاموزید که دارایی های دنیا قابل اعتماد نیست.طلا و نقره در معرض خطر است یا دزد آن را می دزدد یا کم کم ان را مصرف می کنید ، اما علم و دانش و هنر همچون چشمه ای زیاد می شود و ماندگار است و اگر هنرمند دارایی خود را از دست بدهد ، غصه ای ندارد ؛ زیرا علم و دانش ذاتا دارایی است و انسان دانا هر کجا که برود به او احترام می گذارند و بر جای بزرگان می نشانند و انسان بی دانش رنج و سختی می بیند و در فقر می رود.